ای کعبه ی مقصود من
ای همه دار و ندار من
ای از من به من نزدیکتر
ای تنها پناهم
ای خدا
ای خدای تنهایان
ای خدای من
تنها تویی که میمانی
بمان ،با منی که تنها ترینم بمان
دوستت دارم نه اینکه نیازمند یاریت هستم
دوستت دارم نه اینکه محتاجتم..
دوستت دارم چون خدایی
دوستت دارم چون اگر تنها باشم
تو هستی و میمانی بامن
همه ی دوستت دارم ها را تقدیمت میکنم
فقط گناهم را ببخش
مرا با تمام بدی هایم
با تمام تمامم
به درگاه خود ببر
روحم از جسمم خسته ست
خسته تر از خسته
خدایا
مرا با پروازی به درگاهت ببر
نزد خود ببر
که دیگر یارای ماندن ندارم...
ای همه دار و ندار من
ای از من به من نزدیکتر
ای تنها پناهم
ای خدا
ای خدای تنهایان
ای خدای من
تنها تویی که میمانی
بمان ،با منی که تنها ترینم بمان
دوستت دارم نه اینکه نیازمند یاریت هستم
دوستت دارم نه اینکه محتاجتم..
دوستت دارم چون خدایی
دوستت دارم چون اگر تنها باشم
تو هستی و میمانی بامن
همه ی دوستت دارم ها را تقدیمت میکنم
فقط گناهم را ببخش
مرا با تمام بدی هایم
با تمام تمامم
به درگاه خود ببر
روحم از جسمم خسته ست
خسته تر از خسته
خدایا
مرا با پروازی به درگاهت ببر
نزد خود ببر
که دیگر یارای ماندن ندارم...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:26 توسط مرتضی عابدی
|
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست ، پیاده یا سواره بودن فرقی نمی کنه . اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه .